زندگی زیباست چشمی باز کن
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم 
نويسندگان

وقال  علی [ع ] : احبب هونا ما ، عسی ان یکون بغیضک یوما ما ، و ابغض

 

 

بغیضک هونا ما ، عسی ان یکون حبیبک یوما ما .

دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا که ممکن است روزی دشمنت گردد
[ و نیز ] دشمنت را در همین حد دشمن دار زیرا ممکن است روزی دوست تو
شود.
[ یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

طوری نیست اگه آدم واسه کسی که دوسش داره غرورشو از دست بده . . .

 

 ولی فاجعه است که به خاطر غرورش کسیو که دوست داره از دست بده

[ یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥۳ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]
خدای عزیزم 
 
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،
 
زیباست (چون دلی زیبا داره)،
 
درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،
 
قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)
 
و من خیلی دوستش دارم.
 
خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.
 
خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما
 
و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشا ا... .
 
خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش,
 
 تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در
 
ناممکن ترین موقعیتها عاشقانه مهر بورزه.
 
خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،
 
هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت
 
کمک بخواد)
 
و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم
 
برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد
 
بود.
[ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٩ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری

 

سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن

 

نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».

 

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.

 

ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.

 

او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»

 

دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم

 

،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی

 

تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک

 

کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی

 

آن را پاک نکند.»

[ سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی ، پس چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم ، هرچه آرزو کند
موضوعات وب