زندگی زیباست چشمی باز کن
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم 
نويسندگان

 

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید:

وقتی نماز می‌خوانی فرض کن در آستانه مرگ هستی و آخرین نمازت را می‌خوانی.

 اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقی مانده است،

حواسش را جمع می‌کند و سعی می‌کند نمازش را بهتر و شایسته تر بجا آورد و

 از کاستی‌هایش توبه می‌کند. حال که ما نمی‌دانیم عمرمان تا کی باقی است،

فرض کنیم این آخرین نمازی است که بجا می‌آوریم . چنین تصوری باعث می‌گردد

در برابر شیطان مقاومت کنیم و او را از خود برانیم، از لحظات و دقایقی

 که در نماز سپری می‌کنیم ، بهره شایان ببریم .

 

به خاطر تشکر از خدا هم شده تا 5 دقیقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد،

 به خاطر تشکر از انبوه نعمت‌های آشکار و پنهانی که به ما داده،

دل و زبانمان یکی شود و چه نعمتی بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز!

[ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام سجاد (ع):

 

ازخوشحالی به هنگام انجام گناه بپرهیز ، زیرا خوشحالی به گناه از انجام خود آن گناه بزرگتر است .

[ دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

مجموعه دعاهای امام سجاد (ع) به صحیفه ی سجادیه معروف است که پس از

 

قرآن و نهج البلاغه ، بزرگترین و مهمترین گنجینه ی گرانبهای حقایق و معارف

 

الهی به شمار میرود ، به طوری که از ادوار پیشین از طرف دانشمندان برجسته

 

ی ما اُخت القرآن ، انجیل اهل بیت (ع)  و زبور آل محمد لقب گرفته است.

 

صحیفه ی سجادیه شامل ۵۴ دعا است . و در آن علاوه بر راز ونیاز با خدا

 

مسائل مختلفی بیان شده است .

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

زُهری یکی از تابعان و فقیهان عصر امام سجاد (ع) و از محدثان بزرگ مدینه

 

بود و علم و دانش فقهای هفتگانه ی جهان تسنن در آن زمان را فرا گرفته حضور

 

ده نفر از صحابه را درک کرده بود ، به طوری که گروهی از بزرگان فقه و

 

حدیث ، از او روایت کرده اند .

 

او در پرتو این سوابق ، وجهه و شهرت فراوانی در محافل علمی و فقهی آن

 

زمان کسب کرده بود . او در جوانی مدتی در محضر امام چهارم (ع) شاگردی

 

کرده ،احادیث و روایات فراوانی از ان حضرت نقل کرده بود .

 

اما بعد ها خلفای بنی امیه به منظور بهره برداری از شهرت او در جهت

 

مشروعیت بخشیدن به حکومت خویش ، او را به دربار خویش جذب کردند و او

 

به منظور برخورداری از ثروت و رفاه دربار بنی امیه ،از همنشینان عبد الملک

 

بن مروان و بعد از او از مقربان دربار فرزندان وی یعنی ،ولید،سلیمان،یزید و

 

هشام گردید . هشام بن عبدالملک او را معلم فرزندان خود قرار داد و او تا اخر

 

عمر این سمت را به عهده داشت . او که کاملا به دربار بنی امیه وابسته شده بود،

 

احادیثی به نفع آنها جعل یا تحریف میکرد .

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

از انجا که شهادت امام حسین (ع) و یاران ان حضرت در افکار عمومی برااموی

 

بسیار گران تمام شده بود . برای اینکه این فاجعه  فراموش نشود امام سجاد(ع)با

 

گریه بر شهیدان و زنده نگهداشتن خاطره ی انان مبارزه ی منفی را به صورت

 

گریه ادامه میداد . شک نیست که این اشک های سوزان و گریه های پرسوز

 

ریشه ی عاطفی داشت زیرا عظمت فاجعه و مصیبت کربلا به قدری بزرگ و

 

دلخراش بود کههیچ یک از شهود عینی آن حادثه تا زنده بودند ان را فراموش

 

نمیکردند .

 

امام سجاد (ع) هروقت میخواست آب بنوشد ، تاچشمش به اب میافتاد اشک از

 

چشمانش سرازیر میشد .وقتی علت را میپرسیدند میفرمود:چگونه گریه نکنم در

 

حالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان بیابان ازاد گذاشتند ولی به روی

 

پدرم بستند و اورا تشنه کشتند

[ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

بیشترین دوران امامت حضرت سجاد (ع) مصادف بود با دوران خلافت  عبد

الملک بن مروان  که مدت ٢١ سال طول کشید.

میگویند : عبد الملک فردی خردمند،عاقل،دانشمند،فاضل،ادیب،باهوش،جبار،بسیار

باهیبت،فوق العاده سیاستمدار و دارای حسن تدبیر بود .

او پیش از رسیدن به قدرت ، یکی از فقهای مدینه به شمار میرفت .به زهد و

عبادت و دینداری شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپری

میکرد . به طوری که به او کبوتر مسجد میگفتند !

گویند:بعد از مرگ پدرش مروان ، هنگامی که خلافت به او رسید ، سرگرم

خواندن قرآن بود ، اما با شنیدن این خبر قرآن را بست و گفت : اینک بین من و

تو جدایی افتاد و دیگر با تو کاری ندارم !

او براستی از قرآن جدا شد و در اثر غرور قدرت ، چنان دستخوش مسخ

شخصیت گردید که مورخان از کارنا مه سیاه حکومت او به تلخی یاد میکنند . به

گفته ی مورخان او نخستین کسی بود که از امر به معروف جلوگیری کرد .

عبدالملک در مدت حکومت طولانی خود انچنان با ظلم و فساد و بیدادگری خو

گرفت که نور ایمان در دل او به کلی خاموش گشت . وی خود روزی به این امر

اعتراف کرد و به سعید بن مسیب گفت:

چنان شدم که اگر کار نیکی انجام دهم خوشحال نمیشوم واگر کار بدی از من سر

زند ناراحت نمیگردم! سعید بن مسیب گفت:مرگ دل در تو کامل شد

 

[ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

او فرزند سومین امام شیعیان جهان ، مادرش شهر بانویه ، مشهور ترین لقبش

(زین العابدین)و(سجاد)است .

امام سجاد (ع) در سال سی و هشت قمری دیده به جهان گشود و دوران کودکی

خود را در مدینه سپری کرد .حدود دو سال از خلافت جدش امیر المومنین (ع)

را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش

امام مجتبی (ع) بود که تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت اسلامی بود .پس از

شهادت امام مجتبی(ع) در سال۵٠ هجری ، به مدت ده سال در دوران امامت

پدرش حسین بن علی(ع) که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود،

در کنار او قرار داشت .

[ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی ، پس چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم ، هرچه آرزو کند
موضوعات وب