زندگی زیباست چشمی باز کن
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم 
نويسندگان
[ جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

[ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام رضا (ع) :

ای پسر شبیب ! اگر بر حسین (ع) آنقدر گریه کنی که اشک هایت

 بر چهره ات جاری شود . خداوند همه ی گناهانی را که مرتکب شده ای می آمرزد ...

 

[ شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳۸ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) :

جز به یکی از این سه نفر اظهار حاجت مکن :

به دیندار ، یاصاحب مروت یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد .

                                                                     بحار جلد75  ص118

[ شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]
 امام حسین علیه السلام فرمودند:

 

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة ؛

هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع  و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ،

سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.

[ یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین علیه السلام فرمودند:

هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع  و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را

بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.

[ جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) می فرماید:

جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی

خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از

روی شکر می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است

[ یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین(ع) می فرمایند:

رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق

خریدنـد

[ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:۱٠ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین(ع) می فرمایند:

بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد (سلام نکند)

[ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین علیه السلام می فرمایند:

از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیک‏بختى ، همنشینى با خردمندان است

[ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) فرمودند:

به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز

محنت نمی دانم

[ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

 امام حسین(ع) فرمودند:

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.

[ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) :

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

[ پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) :

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

[ پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

روزی که گِل آدم و حوا بسرشتند

                                          بر نام حسین بن علی گریه نوشتند

فرمود نبی در صفت گریه کنانش

                                         و الله که این طایفه از اهل بهشتند

[ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳۱ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام حسین (ع) فرمودند:

مردم بنده ی دنیا هستند و دین آویزان زبانشان است تا زمانی دیندار هستند که

معیشتشان تامین شود ، وقتی با بلا مورد آزمایش قرار گرفتند ، دینداران کم

میشوند .

[ دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٥ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام صادق (ع) فرمودند:

خداوند تربت امام حسین (ع) را شفای هر دردی و مایه ی ایمنی از هر ترسی

قرار داد .

[ دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین

 

خواند، و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد

 

براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش

 

بخواند.

 

به همین منظور، نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از

 

حسین (ع) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .

 

حاکم این خبر را به امام حسین (ع) رسانید و جواب مطالبه نمود.

 

امام حسین (ع) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا

 

بلیت الامة براع مثل یزید.

آن گاه که افرادى چون یزید،  بر مسند حکومت اسلامى بنشیند، باید فاتحه اسلام

 

را خواند.

 

امام حسین (ع) میدانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است، اگر

 

درمدینه بماند به قتلش میرسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفى از مدینه به

 

سوى مکه حرکت کرد.

 

آمدن آن حضرت به مکه، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم

 

مکه و مدینه انتشار یافت، و این خبر تا به کوفه هم رسید.

 

کوفیان ازامام حسین (ع) که در مکه بسر میبرد دعوت کردند تا به سوى آنان آید

 

و زمامدار امورشان باشد.

 

امام (ع) مسلم بن عقیل، پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش

 

اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد.

 

مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد، هزاران نفر به

 

عنوان نایب امام (ع) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع)

 

نگاشت وحرکت فورى امام (ع) را لازم گزارش داد.

 

هر چند امام حسین (ع) کوفیان را به خوبى می شناخت ، و بی وفایى و بی

 

دینیشان را درزمان حکومت پدر و برادر دیده بود و میدانست به گفته ها و ب

 

یعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر

 

پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.

 

با این حال تا هشتم ذیحجه، یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى

 

بودندو هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام میخواست خود را به مکه

 

برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود، از

 

مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به

 

مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت، یزید را به رسمیت نشناخته و با او

 

بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .

 

یزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده

 

بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیف ترین طرفداران حکومت

 

بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.

 

ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید

 

وارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت، و مسلم به تنهایى با عمال

 

ابن زیاد به نبرد پرداخت، و پس از جنگى دلاورانه و شگفت، با شجاعت شهید

 

شد.

 

و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع)

 

برانگیخت ، و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع)

 

دعوتنامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع) از

 

راه برسد و به قتلش برسانند.

 

امام حسین (ع) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتى که در مکه

 

اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربل، تا هنگام شهادت، گاهى به اشاره،

 

گاهى به صراحت ، اعلان میداشت که : مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن

 

حکومت ضد اسلامى یزید وبرپا داشتن امر به معروف و نهى از منکر و

 

ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین

 

محمدى هدفى ندارم .

 

و این مأ موریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتى اگر به کشته شدن

 

خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.

 

رسول گرامى (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پیشوایان پیشین

 

اسلام، شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند.

 

حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع)، رسول گرانمایه اسلام (ص) شهادتش را

 

تذکر داده بود.و خود امام حسین (ع) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به

 

شهادتش می انجامد، ولى او کسى نبود که در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا

 

براى جان خود ارزشى قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه

 

دهد.

 

او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت .

 

خبر شهادت امام حسین (ع) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو

 

واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند.

 

چون جسته و گریخته، از رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن بن

 

على (ع) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند.

 

بدین سان حرکت امام حسین (ع) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش

 

را دراذهان عامه تشدید کرد.

 

بویژه که خود در طول راه میفرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء

 

الله نفسه فلیرحل معنا.هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به

 

ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید.

 

و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر

 

منصرف سازند.

 

غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران

 

به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد

 

کشید.

 

بارى امام حسین (ع) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به

 

راه خویش ادامه داد، و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .

 

سرانجام ، رفت ، و شهادت را دریافت .

 

نه خود تنه، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستارهاى درخشان در افق

 

اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهاى گرم دشت کربلا را لاله

 

باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه)

 

جانشین رسول خدا نیست، و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام

 

جداست .

 

راستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع) به

 

وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص) میدانستند، و آن گاه اخبار

 

دربار یزید و شهوت رانیهاى او و عمالش را می شنیدند، چقدر از اسلام متنفر

 

می شدند، زیرااسلامى که خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستى نیز تنفرآور

 

است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت

 

این شهادت رابه گوش مردم برسانند.

 

و شنیدیم و خواندیم که در شهره، در بازاره، در مسجده، در بارگاه متعفن پسر

 

زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند، و پرده

 

زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنى امیه برداشتند و

 

ثابت کردند که یزید سگباز و شرابخوار است ، هرگز لیاقت خلافت ندارد و این

 

اریکه اى که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست .

 

سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تکمیل کرد، طوفانى در جانها برانگیختند،

 

چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دناءت گردید و همه

 

آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت .

 

نگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست

 

یافت .

 

از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شیعیانش ، و همه آنان که به شرافت

 

وعظمت انسان ارج میگذارند، همه ساله سالروز به خون غلتیدنش ر، سالروز

 

قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند، و خلوص خویش

 

را با گریه برمصایب آن بزرگوار ابراز میدارند.

 

پیشوایان ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند.

 

غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا میداشتند، در

 

فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار، گفتارهاى متعددى ایراد

 

فرموده اند.

 

ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع) رسیدم ، فرمود

 

اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان .

 

وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست ، من میخواندم و آن

 

عزیز میگریست ، چندان که صداى گریه از خانه برخاست .

 

بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن

 

مردم بر امام حسین (ع) مطالبى بیان فرمود.

 

و نیز از آن جناب است که فرمود: گریستن و بیتابى کردن در هیچ مصیبتى

 

شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على ، که ثواب و جزایى گرانمایه دارد.

 

باقرالعلوم ، امام پنجم (ع) به محمد بن مسلم که یکى از اصحاب بزرگ او است

 

فرمود: به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص

 

باایمانى که به امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد.

 

امام صادق (ع) میفرماید: ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من

 

الاعمال .

 

همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیدهاى ارزش و فضیلتش بیشتر است .

 

زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس

 

ایمان و عمل صالح میدهد و گویى روح را به سوى ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و

 

فداکاریها پرواز میدهد.

 

هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع)، و مشرف شدن به

 

زیارت قبرش وبازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و

 

معیارى والا دارد، لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارتها و گریه ها و غم

 

گساریدن اکتفا کرد، بلکه همه این تظاهرات ، فلسفه دیندارى ، فداکارى و حمایت

 

از قوانین آسمانى را به ما گوشزد می نماید، و هدف هم جز این نیست ، و نیاز

 

بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از

 

خداست میباشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم ، هدف مقدس

 

حسینى به فراموشى میگراید.
 

 

[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

درپای حسین جان فشاندن چه خوش است

                                          وز خاک درش بوسه ستاندن چه خوش است

یک   روز   وضو   گرفتن   از   آب   فرات

                                             وندر حرمش نماز خواندن چه خوش است

[ جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

از خاک تا خدا درست یک کربلا راه است .

ای حسین !

              دستمان گیر تا دامنه ها را دریابیم

                    دستی بگشا تا به صلابت دست های علقمه ،

دست بگشاییم و  بال بیابیم و ادراک کرانه های تو را دست کم از دور دست ها ،

 ممکن ببینیم .

[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

امام صادق (ع) :

خدا به هرکس که بخواهد خیر عطا کند محبت حسین (ع) و

 عشق زیارت او را در قلبش قرار میدهد .

امام رضا (ع) :

ای پسر شبیب ! اگر بر حسین (ع) آنقدر گریه کنی که اشک هایت

 بر چهره ات جاری شود . خداوند همه ی گناهانی را که مرتکب شده ای می آمرزد ...

 

[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

                                                   نام   :   حسین (ع)

                                        لقب   :   سید الشهدا (ع)

                                        کنیه   :   ابا عبدلله

                                         پدر   :   امیر مومنان علی (ع)

                                       مادر   :   حضرت صدیقه طاهره (س)

                       زمان و مکان تولد   :   سوم شعبان سال ۴ هجری در مدینه

                                 مدت عمر   :   ۵٧ سال

                    زمان و مکان شهادت   :   عاشو رای سال ۶١ هجری در کربلا

                               مرقد مطهر   :   کربلای معلی

 

                                          دوران زندگی                          

 

                    در عصر رسول خدا   :    حدود ۶ سال

                           همراهی با پدر   :   حدود ۵٠ سال

    همراهی با برادرش امام حسن (ع)   :   حدود ١٠ سال

                               مدت امامت   :   ١٠ سال

[ یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی ، پس چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم ، هرچه آرزو کند
موضوعات وب