|
زندگی زیباست چشمی باز کن ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم
| ||
|
اتومبیل مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و
راننده مجبور شد همانجا به تعویض لاستیک آن بپردازد.
مهرههای چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب
انداخت و آب مهرهها را برد. مرد حیران مانده بود که چکار کند. او تصمیم گرفت
که ماشینش را همانجا رها کند و برای خرید مهره چرخ برود. در این حین، یکی
از دیوانهها که از پشت نردههای حیاط تیمارستان، نظارهگر این ماجرا بود، او را
صدا زد و گفت:
مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی!
راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند. پس به راهنمایی او عمل کرد و
لاستیک زاپاس را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و
گفت: "خیلی فکر جالب و هوشمندانهای داشتی، پس چرا تو را توی تیمارستان
انداختنت؟"
[ چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢٢ ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||