زندگی زیباست چشمی باز کن
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم 
نويسندگان

در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،

زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،

زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،

زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،

زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،

زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ،

امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند

و شمع‌ آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است.

اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :

تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،

حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،

عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است

صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است،

فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،

کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،

روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،

چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،

و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند...

و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت." -

احمد شاملو

 


[ یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم

فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت،

معلوم شد که لطافتم پایین آمده!


زمانی که دمای بدنم را سنجید،

 

دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

 

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم


تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

 

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

 

به بخش ارتوپدی رفتم،

 

چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

 

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم،

 

چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

 

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم،

 

معلوم شد که مدتی است صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن میگوید

 

نمی شنوم...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد،

 

و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم

 

از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است

 

استفاده کنم :

 

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.

 

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم.

 

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

 

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم.

 

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

 

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند :

 

رنگین کمانی به ازای هر طوفان،

 

لبخندی به ازای هر اشک،

 

دوستی فداکار به ازای هر مشکل،

 

نغمه ای شیرین به ازای هر آه،

 

و اجابتی نزدیک برای هر دعا.

جمله نهایی :

 

عیب کار اینجاست که من "آنچه هستم" را با " آنچه باید باشم " اشتباه می کنم،

 

خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،

 

در حالیکه آنچه هستم نباید باشم ...

 

 

 

 

                                                                                      زنده یاد احمد شاملو

[ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ نجمه شریعتمداری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی ، پس چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم ، هرچه آرزو کند
موضوعات وب