تاريخ : یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩ | ۳:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نجمه شریعتمداری

لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه

او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار

برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب

و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او

مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد

پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی

شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. اوقات فراغت خود را به سکوت و

تفکر در امور جهان و معرفت حق تعالی می گذراند و برای گذراندن امور

زندگی به حرفه خیاطی و یا درودگری مشغول بود. (بعضی گویند لقمان بنده ای

بود حبشی که از راه شبانی معیشت خود را می گذراند.) لقمان از خنده بی مورد

و استهزاء دیگران پرهیز می کرد و هیچگاه اراده خود را تسلیم خشم و هوای

نفس نمی کرد. از کامیابی در دنیا مغرور و از ناکامی اندوهگین نمی شد و صبر

و شکیبایی او به حدی بود که با از دست دادن چند فرزند، از سر زبونی دیدگان

خود را به سرشک غم نیالود. در اصلاح امور مردم و حل نزاع و مرافعه آنها

سعی وافر داشت و هرگز به دو کس که با یکدیگر مخاصمه و منازعه یا مقاتله

داشتند نگذشت، مگر آن که در میان ایشان اصلاح کرد. بیشتر وقت خود را در

همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را

گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال

ایشان عبرت می گرفت. در این شرایط بود که لقمان شایسته پوشیدن جامه حکمت

شد و سپس در نیمروزی گرم که مردم در خواب قیلوله بودند جمعی از فرشتگان

که لقمان قادر به رؤیت آنها نبود، نظر لقمان را در مورد خلافت و پیغمبری خدا

جویا شدند. لقمان در پاسخ فرشتگان گفت: اگر خدای متعال مرا به قبول این امر

خطیر امر کند، فرمان او را با دیده منت خواهم پذیرفت و امید و یقین دارم که در

آن صورت او مرا در این کار یاری خواهد کرد و علم و حکمتی که لازمه این

وظیفه باشد به من عطا خواهد کرد و مرا از خطا و اشتباه حفظ می کند، ولی اگر

اختیار رد یا قبول این امر با من باشد، از پذیرش این مسئولیت بزرگ عذر خواهم

خواست و عافیت را اختیار می کنم. چون فرشتگان علت امتناع لقمان از پذیرش

این مسئولیت را جویا شدند، لقمان گفت: حکومت بر مردم اگر چه منزلتی عظیم

دارد، ولی کاری بس دشوار است و در جوانب آن فتنه ها و بلاها و لغزشها و

تاریکی های بیکرانی وجود دارد که هر کس را خدا به خود واگذارد گرفتار آن

شود و از صراط مستقیم و راه رستگاری منحرف گردد و هر کس از آنها برهد

به فلاح و رستگاری نائل خواهد شد. خواری و گمنامی دنیا در برابر عزت و

بزرگواری آخرت گوارا است ولی اگر هدف کسی جاه و جلال دنیوی باشد، دنیا

و آخرت هر دو را از کف خواهد داد، زیرا عزت و نعمت دنیا موقت و عاریه

است و چنین کسی به نعمت و عزت جاودان اخروی نیز دست نخواهد یافت.

فرشتگان که به عقل سرشار لقمان پی بردند او را تحسین کردند و خدای تعالی او

را مورد لطف و عنایت قرار داد و سرچشمه حکمت خود را بر لقمان روان

ساخت تا سیل حکمت و نور معرفت بر زبان و بیان لقمان جاری گردد و تشنگان

حقیقت را در خور استعدادشان از زلال معرفت و حکمت خود سیراب سازد و

در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر

مورد خطاب او قرار می گرفت گرچه نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت.



  • بیا اینجا
  • شرم
  • ضایعات