تاريخ : یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نجمه شریعتمداری

خانه‏ها و خدایان ثمودیان

قرآن کریم محل سکونت ثمودیان را مشخص نکرده و تنها از آیه شریفه (9) سوره مبارکه فجر که می فرماید:

 وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالوادِ (9)

و قوم ثمود که صخره ‏هاى عظیم را از )کنار( درّهمى ‏بریدند (و از آن خانه و کاخ مى ‏ساختند) (9)

 

برمى ‏آید که خانه‏ هاى آنان در مناطق کوهستانى و یا تپه ‏هاى سنگى قرار داشته است و کلمه "واد" در این آیه، همان "وادى القرى‏" است. بنابراین، جایگاه ثمودیان در این مکان‏ ها بوده است و بیشتر وقایع‏ نگاران، منطقه "الحجر" را به عنوان مکانى که محل ثمودیان در آن بوده است، معیّن کرده ‏اند و گفته ‏اند که در آنجا چاهى به نام "بئرهود" بوده که رسول ‏اکرمصل الله علیه و آله و سلم در غزوه تبوک ، همراه یارانش در آنجا فرود آمد و اصحاب خویش را از خوردن آب آن و ورود به خانه ‏هاى آن سامان منع کرد.

قوم ثمود، بُت پرست بوده و بُت‏ هاى زیادى از جمله "ودّ ، جد – هد ، شمس ، مناف ، منات ، لات" را مى ‏پرستیدند.

 

دعوت به پرستش خدا

خداوند پیامبر خود صالح را به سوى قوم ثمود فرستاد تا آنها را به پرستش او و ترک بُت ‏پرستى دعوت کند. این پیامبر بدانان مى ‏گفت:

"اى قوم! خداى یگانه را بپرستید و کسى را شریک او قرار ندهید. هم اوست که شما را از خاک آفرید و به آبادانى آن واداشت و اسباب عمران و آبادى را برایتان فراهم ساخت. بنابراین، حال که خداوند این لطف بزرگ را در حق شما نموده، شایسته است که شما نیز نسبت به گناهانى که انجام داده ‏اید، از پیشگاه او آمرزش خواسته و به نزدش توبه کنید. زیرا خداوند به شما نزدیک است، و اگر مؤمنى اخلاص در دعا داشته باشد، خداوند دعاى او را مستجاب خواهد کرد.

 

وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها فَاسْتَغْفِرُوهُ

 ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّى قَرِیبٌ مُجِیبٌ (61)

و به سوى ثمودیان برادرشان صالح را فرستادیم. او گفت: اى قوم، خدا را بپرستید، معبودى جز او ندارید، وى شما را از زمین آفرید و

شما را به آبادانى آن وا داشت، بنابراین از او آمرزش بخواهید و به نزدش توبه کنید. پروردگارم به شما نزدیک بوده و دعایتان را مستجاب خواهد کرد

سوره مبارکه هود؛ آیه 61

 

اسرافِ کشنده

قوم ثمود، پیامبرى را که از سوى خدا برایشان فرستاده شده بود، تکذیب کردند و پذیراى دعوتِ وى براى پرستش خدا و یگانگى او نشدند. با این‏ که او پیامبرى درستکار بود و براى انجام رسالتِ خویش مزد و پاداشى نمى ‏خواست.

یکى از عاداتِ ثمودیان، زیاده ‏روى در لذّات مادّى، چون خوردن و آشامیدن و بناى ساختمان ‏هاى مجلّل بود. پیامبرشان حضرت صالح علیه السلام آنها را بر این کارشان نکوهش کرد و فرمود: آیا شما تصوّر مى ‏کنید خداوند شما را در لذّت‏ هایى که از این نعمت‏ها مى ‏برید، به حال خود رها ساخته و خویشتن را از عذاب الهى مصون مى ‏دانید؟ چرا هرگونه که خود مى ‏خواهید از باغ و بستان ‏ها و چشمه‏ ساران و کشت زارها و خرماى شیرین و تازه بهره مى ‏برید و از کوه براى خود خانه‏ هایى مى ‏تراشید که در آن آسوده خاطر زندگى کرده و از آنها لذّت ببرید، ولى خدا را براین نعمت ‏هاى فراوان سپاس نمى ‏گویید؟ از خدا بترسید و رهنمودهایم را گردن نهید و از اسراف‏ کارانى که با کُفران و ناسپاسى و گناه، برخویشتن اسراف روا مى ‏دارند و زمین را به فساد کشیده و بویى از درستکارى نبرده‏ اند فرمان نبرید.

کَذَّبَتْ ثَمُودُ المُرْسَلِینَ (141) إِذ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَلا تَتَّقُونَ (142) إِنِّى لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (143) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (144) وَما أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلّا عَلى‏ رَبِّ العالَمِینَ (145) أَتُتْرَکُونَ فِى ما ههُنا آمِنِینَ (146) فِى جَنّاتٍ وَعُیُونٍ (147) وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ (148) وَتَنْحِتُونَ مِنَ الجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ (149) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ (150) وَلا تُطِیعُوا أَمْرَ المُسْرِفِینَ (151) الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِى الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ (152)

قوم ثمود رسولان(خدا) را تکذیب کردند(141) هنگامى که صالح به آنان گفت: آیا تقوا پیشهنمى ‏کنید(142) من براى شما پیامبرى امین هستم(143) پس تقواى الهى پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید (144) من در برابر این دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى ‏طلبم . اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است (145) آیا شما تصوّر مى ‏کنید همیشه در نهایت امنیت درنعمت هایى که اینجاست مى ‏مانید(146) در این باغ ها و چشمه ‏ها (147) در این زراعت ها و نخل هایى که میوه ‏هایش شیرین و رسیدهاست (148)و از کوه‏ها خانه‏ هایى مى ‏تراشید و در آن به عیــش و  نـــوشمى ‏پردازید (149) پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید (150) و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید (151) همانها که در زمین فساد مى ‏کنند و اصلاح نمى ‏کنند (152)

سوره مبارکه شعراء؛ آیات 141 تا 152

 

 

 

 

 

 

از جمله مطالبى که حضرت صالح علیه السلام بدان‏ها مى‏ فرمود این بود که:

وَاذکُرُوا إِذ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْ‏بَعْدِ عادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِى الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُیُوتاً

فَاذکُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِى الأَرضِ مُفْسِدِینَ

(74)

یاد آورید آنگاه که خداوند شما را پس از قوم عاد جانشین قرار داد و در زمین جای گزینتان ساخت تا از هموارى ‏هاى آن

براى ساختن کاخ ‏ها استفاده کنید و از کوه براى خود خانه ‏هایى بتراشید، بنابراین، نعمت هاى خدا را یاد آورید و در زمین فساد و تباهى نکنید.

سوره مبارکه أعراف؛ آیه 74

 

ثمودیان در پى معجزه

قوم ثمود، پند و اندرز حضرت صالح

علیه السلام  را نپذیرفتند و آن گونه که وى آنها را راهنمایى کرد، راه راست را نپیمودند، بلکه او را به هذیان گویى متهم ساختند و گفتند: "جادو بر عقل و خِرَدش مستولى شده و بدو چنان وانمود کرده که فرستاده خداست".

آنان ازحضرت خواستند معجزه ‏اى بیاورد تا دلیل بر حقّانیت پیامبرى او در نزد خدا باشد. از این رو خداوند ماده شترى را که به صورت غیر عادى آفرید، برایشان فرستاد و بدان‏ها دستور داد تا به آن شتر آسیبى نرسانند. نه آزار و اذیّت شود و نه آن را رَمْ دهند و نه وسیله ی سوارى قرار گیرد و نه ذِبح شود. خداوند آب آشامیدن آن را در روز معیّن قرار داد و استفاده مردم را از آب، در روز دیگر مقرّر فرمود و در صورت آسیب رساندنِ به آن شتر، آنها را به عذاب الهى تهدید کرد و سلامت آنان را در گروی سلامت آن شتر قرار داد:

قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ المُسَحَّرِینَ

(153) ما أَنْتَ إِلّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ (154)

 

قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ

(155) وَلاتَمَسُّوها بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ (156)

 

گفتند:]اى صالح![ تو از افسون شدگانى ]و عقل خود رااز دست داده ‏اى[ (153)تو فقط بشرى همچون مایی.

اگر راست مى ‏گویى آیت ونشانه‏ اى بیاور (154) گفت: این ناقه ‏اى است ]که آیت الهى است[براى او سهمى]از آب قریه[

و براى شما سهم روز معینى است (155)کمترین آزارى به آن نرسانید، که عذاب، روزى بزرگ شما رافرا خواهد گرفت(156)

 

سوره مبارکه شعراء؛ آیات 153تا 156

 

همچنین خداى متعال فرمود:

إِنّا مُرْسِلُواْ النّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ

(27) وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الماءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ (28)

ما این شتر را براى آزمایش آنها فرستادیم، مراقب آنان باش و صبر پیشه کن (27) و آنها را آگاه ساز که آب میان آنان و این شتر

 تقسیم شده و هر کدام روز مشخصى براى آشامیدن دارند (28)

سوره مبارکه قمر؛ آیات 27 و 28

 

 

اوج دشمنى

این شتر مدتى میان آنان بود و از گیاهان زمین تغذیه مى‏کرد و براى آشامیدنِ آب، یک روز مى ‏رفت و روز دیگر از خوردن آب باز مى ‏ایستاد. تردیدى نبود که این حالت، عده ی زیادى از قوم صالحعلیه السلام را به خود جذب کرده بود، چرا که آنها وجود این شتر را نشانه ‏اى به صدق نبوّت و پیامبرى حضرت صالحعلیه السلام مى دانستند.

اما این کار، طبقه ی ‏اشراف را به وحشت انداخت و آنها بر نابودى دولت خویش و سپرى شدن قدرت و شوکتِ خود، بیمناک شدند. به همین دلیل براى نابودى شتر نقشه ‏اى کشیدند و در قبالِ حضرت صالحعلیه السلام و همراهان مؤمن وى موضعى خصمانه و کینه ‏توزانه گرفتند.

 

صالحعلیه السلام متوجه نقشه آنان گردید و به آنها فرمود:

اى قوم! چرا پیش از توبه، براى رسیدن عذابى که به شما وعده داده شده شتاب مى ‏کنید؟

آیا از پروردگار خویش آمرزش نخواستید تا شما را مورد رحمت و لطف خود قرار دهد ؟

ولى قوم او در پاسخش گفتند:

"ما،تو و گروندگانِ همراهت را به فال بد مى ‏گیریم، زیرا پس از آنکه تو رسالت خود را براى ما آوردى، قحطى و خشکسالى دامنگیر ما شد".

صالحعلیه السلام بدان‏ها گفت:

"هیچ گونه چیزى که از آن فال بد گرفته شود وجود ندارد. اسباب و علل خیر و شر تنها در دست خداوند است و او با این قحطى و خشکسالى که در آن هستید، شما را در بوته ی ‏آزمایش و امتحان قرار داده تا شاید به خدا ایمان آورید".

 

قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (46)

قالُوا اطَّیَّرْنا بِکَ وَبِمَنْ مَعَکَ قالَ طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ (47)

گفت:اى قوم! چرا شما قبل از کار نیک، شتاب به گناه دارید؟ چرا از خدا آمرزش نخواستید تا شاید مورد لطف او قرار گیرید؟ (46)

 گفتند: ما تو و همراهانت را به فال بد مى ‏گیریم. وى گفت: فال بدِ شما نزد خداست، بلکه شما مردمى هستید که مورد آزمایش قرار گرفته ‏اید (47)

سوره مبارکه نمل؛ آیات 46 و 47

اشراف متکبّر، مؤمنان را بر ایمانشان مورد نکوهش قرار مى ‏دادند، ولى مطمئن شدند مؤمنانى که از دیدگاه آنان خوار و ناتوان شمرده شدند، کسانى ‏اند که به رسالت حضرت صالحعلیه السلام ایمان آوردنده ‏اند.

قالَ المَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ (75)

قالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّا بِالَّذِى آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُونَ (76)

سران قومش که تکبّر ورزیده بودند، به کسانى که ناتوان شمرده شده بودند و ایمان آورده بودند، گفتند: آیا مى ‏دانید که صالح از نزد پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: ما بدانچه او برایش فرستاده شده ایمان داریم (75) آنان که کِبر ورزیده بودند گفتند: ما به آنچه شما ایمان آورده ‏اید کافریم (76)

سوره مبارکه أعراف؛ آیات 75 و 76

 

پى کردن شتر

بزرگان و اشراف قوم، وجود این مؤمنین و ناقه را میان خود تحمّل نکردند. شاید به این بهانه که شترى قوى هیکل است و دیگر چهارپایان را ترسانده و رَمْ مى ‏دهد، یا اینکه هنگام نیاز شدید به آب، این حیوان مانع استفاده آنها از آب است و شاید بدین سبب بیمناک بودند که به واسطه وجود آن شتر، تعداد گروندگان به خدا افزایش یابد.

شاید بتوان گفت تمام این جهات، آنها را به کشتن آن ناقه واداشت. با وجود اینکه پیامبر، آمدنِ عذابِ الهى را به آنها هشدار داده بود که در صورت آسیب رساندن به شتر، به هلاکت خواهند رسید، ولى آنان بى ‏پروا به کشتن شتر اقدام کردند و از پیامبر خود خواستند براى اینکه ثابت کند فرستاده خداست، عذابى که آنها را بدان تهدید کرده بود، هر چه زودتر بر آنان وارد کند.

حضرت صالحعلیه السلام نیز در برابر این مبارزه‏ جویى که آنها در مورد فرمان الهى از خود نشان دادند، بدان‏ها اطلاع داد که پس از سه روز، عذاب الهى آنان را فرا خواهد گرفت:

فَعَقَرُوا النّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقالُوا یا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَ المُرْسَلِینَ (77)

شتر را پى کردند و از فرمان پروردگار خویش سرپیچى نمودند و گفتند: اى صالح! اگر تو پیامبرى، پس عذابى را که به ما وعده دادى برایمان بیاور(77)

سوره مبارکه أعراف؛ آیه 77

 

فَقالَ تَمَتَّعُوا فِى دارِکُمْ ثَلاثَةَ أَیّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ (65)

شتر را کشتند، صالح بدان‏ها گفت: سه روز در خانه ‏هایتان بیاسایید، و آن عذاب، وعده‏ اى راستین ‏است (65)

سوره مبارکه هود؛ آیه 65

 

نقشه قتل صالحعلیه السلام

میان قوم ثمود، نُه نفر [از سران آنها] وجود داشتند که بیش از دیگران در زمین فساد و تباهى کرده و کفر ورزیده بودند. این افراد بین خود ، نقشه قتل صالحعلیه السلام را کشیده و سوگند یاد کردند که بر او و خانواده ‏اش شبیخون زده و به طور نهانى آنها را قتل عام کنند و زمانى که طرفداران و بستگانش در جستجوى قاتلین برآمده و مطالبه خون او کنند، آنان از این جرم اظهار بى ‏اطلاعى کنند و با اطمینان بگویند که وقت کشته شدن او حضور نداشته و در آن دخالت نداشته ‏اند.

اینان براى کشتن صالحعلیه السلام و خانواده او نقشه خود را طراحى کردند، ولى خداوند اراده فرموده بود که پیامبر خود و خانواده ‏اش را نجات داده و توطئه‏ گران را از ناحیه‏ اى که خود نمى ‏دانند، به هلاکت برساند.

وَکانَ فِى المَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِى الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ (48) قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّه لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِناّ لَصادِقُونَ (49) وَمَکَرُوا مَکْراً وَمَکَرْنا مَکْراً وَهُمْ لایَشْعُرُونَ (50) فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّا دَمَّرْناهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ (51) فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خاوِیَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فِى ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (52)

در آن شهر نُه تن [از سران قبیله‏] بودند که در زمین تباهى کرده و گامى در راه اصلاح برنمى ‏داشتند (48) آنان گفتند: هم قسم شوید تا بر او و خانواده ‏اش شبیخون زنیم و سپس به اولیاء او بگوییم که ما در ماجراى کشتن او حضور نداشته ‏ایم و در گفتار خود صادقانه هم هستیم (49) آنان مکر و حیله ‏اى کردند و ما نیز حیله و مکرى انجام دادیم، در حالى که آنها نمى ‏دانستند(50)  اکنون ببین سرانجام مکر و حیله آنها چه شد. ما آنان و بستگانشان را نابود کردیم (51) و اینها خانه ‏هاى خالى و بى ‏صاحب آنهاست که در اثر ستم آنها ویران گشته است. براى آنان که دانا و آگاهند در این ماجرا درسى از عبرت وجود دارد (52)

سوره مبارکه نمل؛ آیات 48 تا 52

 

 

نابودى ثمودیان

همان گونه که خداى متعال مى ‏فرماید ، قوم ثمود توسط صاعقه نابود شدند :

 

 فَعَتَوْاعَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ یَنظُرُونَ(44)

آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند، و صاعقه آنانرا فراگرفت در حالیکه ]خیره خیره[ نگاه مى ‏کردند ]بى ‏آنکه قدرت دفاع داشته باشند[ (44)

سوره مبارکه الذاریات؛ آیه 44

 

تعبیر از صاعقه در قرآن کریم

صاعقه عبارت از جریان الکتریسته ‏اى است که میان دو جریان مثبت و منفى برق به وجود مى ‏آید. بنابراین، اگر ابرى که داراى الکتریسته مثبت است به زمین نزدیک شود، در اثر نزدیک شدنِ آن، الکتریسته به وجود آمده و به الکتریسته منفى زمین برخورد مى‏ کند و این جریانِ مثبت و منفى الکتریسته، به هر جسمى که در زمین اصابت کند، اگر درخت یا انسان باشد، آن را طعمه آتش مى ‏کند. سنگ را متلاشى و ساختمان را ویران مى ‏سازد.

میزان تخریب و انهدام صاعقه، بستگى به مقدار برق و نیروى الکتریسته مثبت و منفى دارد و قرآن نیز گاهى از صاعقه به «رَجفه» و گاهى به «طاغیه» و گاهى به «صیحه» تعبیر فرموده است:

وَأَخَذَالَّذِینَ ظَلَمُواْ الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِی دِیَارِهِمْ جَاثِمِینَ(67)

کسانى را که ستم کرده بودند، صیحه (آسمانى) فرو گرفت و در خانه‏ هایشان به روىافتادند و مردند(67)

سوره مبارکه هود؛ آیه 67

 

 فَأَمَّاثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطَّاغِیَةِ(5)

اماقوم "ثمود"با عذابى سرکش هلاک شدند (5)

سوره مبارکه الحاقه؛ آیه 5

 

فَأَخَذَتْهُمُالرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ(91)

سپسزمین لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان بصورت اجسادى بى ‏جان در خانه ‏هاشان ماندهبودند(91)

 

چون صاعقه داراى صدایى مهیب است، از این رو "صیحه" نامیده شده است و گاهى همراه با لرزش، همانند زلزله است که دل‏ها در اثر آن به تپش مى ‏افتد و گاهى صاعقه در جایى اتفاق مى‏ افتد و تأثیرش آن مکان را تحت پوشش قرار مى ‏دهد.

تعبیرات گوناگونى که قرآن کریم از صاعقه ارائه مى ‏دهد، تعبیر دقیقى است که آثار و علل و اسباب و جلوه‏ هاى آن را به وصف مى ‏کشد.



  • بیا اینجا
  • شرم
  • ضایعات